به گزارش شهرآرانیوز؛ سال ۱۴۰۰ را یک خانواده مشهدی هرگز فراموش نمیکنند؛ سالی که یکی از عزیزانشان در یک جنایت کشته شد و بلافاصله با تلاش بازپرس جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی استان، قاتل دستگیر شد. پرونده بالا و پایین زیادی داشت و رسیدگی قضایی به آن ادامه داشت و با اعترافهای متهم و بازسازی صحنه قتل، همه زوایای این پرونده گشوده و جرم محرز شد.
در ادامه حکم قصاص در این پرونده صادر شد و هم زمان خانواده متهم تلاش زیادی برای گرفتن رضایت کردند. در پی این تلاشها و پرداخت دیه به خانواده مقتول، این خانواده رضایت خود را اعلام کردند و طناب از دور گردن قاتل باز شد. به ظاهر همه چیز تمام شده بود و چندسال از آن روزهای سخت و سیاه گذشت، اما در اولین جمعه امسال، قاتل بخشیده شده به طرز عجیبی با شلیک گلوله اسلحه وینچستر به سرش کشته شد.
هفتم فروردین با اعلام مرگ مشکوک مردی پشت فرمان خودروش در خیابان کشمیری، مأموران انتظامی در محل حاضر شدند. مأموران متوجه شدند مردی جوان پشت فرمان خودرو جک گران قیمتش به طرزی عجیب با شلیک گلوله به سرش فوت کرده و در ادامه خودرو درحال حرکت پس از برخورد با نیوجرسی کنار بولوار متوقف شده است.
بلافاصله موضوع مرگ مشکوک به بازپرس ویژه قتل عمد مشهد گزارش شد و عصر همان روز قاضی وحید خاکشور همراه تیم جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به محل حادثه در بولوار کشمیری رفت.
با حضور بازپرس جنایی در محل، مشخص شد که متوفی در لحظه کشف جسدش در خودرو تنها بوده است. فرضیه گریختن قاتل احتمالی وجود داشت، اما کارآگاهان به هیچ نشانهای مبنی بر گریختن فردی از خودرو پس از حادثه دست نیافتند.
نحوه افتادن جسد متوفی نشان داد که او پس از اصابت گلوله به سمت صندلی شاگرد، روی دنده افتاده است؛ موضوعی که نشان دهنده زاویه شلیک بود. اما موضوع مهمتر از آن، وجود اسلحه وینچستر بود که گلوله از گلوی آن خارج شده و به گلوی متوفی نشسته بود.
بررسیهای تیم جنایی نشان داد که اسلحه در زمان شلیک وسط پای راننده بوده و تیر از پایین به قسمت گلو و سر متوفی شلیک شده است. فرضیه جنایت رنگ نباخته بود که تیم جنایی بر اساس یافته هایش در صحنه به این نتیجه رسید که متوفی هنگام رانندگی، قصد بیرون کشیدن گلوله از اسلحه وینچستر یا مسلح کردن اسلحه را داشته و با توجه به مشغول بودن هر دو دست، اسلحه را با دو پایش نگه داشته است؛ به نحوی که قنداق اسلحه روی صندلی و لوله اش به سمت سقف بوده است. در ادامه، به دلایلی نامشخص ناگهان شلیک رخ داده و تیر مستقیم به زیر گلوی متوفی برخورد کرده و این فرد در دم جان باخته است.
بررسی مبدأ و مقصد متوفی با بررسیهای میدانی حکایت از برگشت متوفی از زمینهای کشاورزی اش در حوالی شهر را داشت، ولی به مقصد نرسیده و این سفر کوتاهش به سفری ابدی گره خورده بود.
هم زمان با انتقال پیکر متوفی به پزشکی قانونی، تحقیقات قضایی از سوی قاضی خاکشور آغاز شد. یکی از موضوعات مبهم، مشخص شدن مالکیت اسلحه شکاری بود. برادر متوفی در این باره اعلام کرد تاکنون این اسلحه را ندیده و اگر این سلاح متعلق به برادرش بوده، او از این موضوع اطلاعی نداشته است.
وی همچنین درباره تهدیداتی که متوفی را به همراه کردن اسلحه با خودش وادار کرده بود، اظهار بی اطلاعی کرد. او با یادآوری پرونده جنایی برادرش که حدود پنج سال پیش فردی دیگر را کشته بود و پس از کش وقوس فراوان با پرداخت دیه از قصاص رها شده بود، اعلام کرد که این مهمترین پروندهای بود که برادرش در آن درگیر شده بود، اما با گرفتن رضایت، این پرونده نیز بسته شده بود و در همه این سالها مشکلی از این ناحیه برای آنها پیش نیامده بود.
با جمع بندی یافتهها و شنیدن اظهارات اطرافیان، تیم جنایی به این نتیجه رسید که این مرگ بر اثر حادثه بوده و شلیک به مرد جوان ناخواسته و در اثر یک اشتباه سهوی رخ داده است و هیچ نکتهای مبنی بر جنایت در این پرونده کشف نشد.